براي اين روزها مردي بايد باشد، مردي كه پشت ميز كارش نشسته باشد و آفتاب پاييزي از پشت سر بتابد بر تن‌اش و لكه‌اي سفيد بر شانه و دست‌ها پيدا باشد. براي اين روزها مردي باشد سر و كارش با عدد باشد. فكرش را عدد گرفته باشد. شب خواب عدد ببيند. روز بيايد بنشيند پشت ميزش، بخندد، بگويد دوستت دارم. مردي باشد توي اين روزها كه عدد خيالمان را آشفته، دوست داشتن از سرش نرفته باشد.