+ سلام
مامور ثبت احوال سر بالا مي‌كند و نيش‌اش باز مي‌شود:
- سلام خانوم
+ مي‌خواستم اسم و فاميل‌ام رو عوض كنم.
مامور همان‌طور با نيش باز دست از كار مي‌كشد و تكيه مي‌دهد به صندلي و نيم چرخي مي‌زند و شش دانگ حواس‌اش را مي‌دهد به زن:
- چي هست اسم شريفتون؟
+ زلف آشفته و خوي كرده و خندان لب و مست
- خيلي هم برازنده. حالا چي مي‌خواين بذارين؟
+ پيرهن چاك و غزلخوان و صراحي در دست
- بعله خب حق داريد اين بيش‌تر بهتون مياد. تشريف ببريد به اين شماره حساب مبلغ رو واريز كنيد بعد بياييد خودم در خدمتم.