در ستايش شعر سكوت/ قسمت اول

گلشيري در مقاله‌ي "در ستايش شعر سكوت" معتقد است شاعرانگي اتفاقي است كه بايد در تمام صورت‌هاي زندگي رخ بدهد و نتيجه‌ي چنين نگرش و چنين زيستني شعري است كه مي‌ماند و از ياد نمي‌رود. او در اين مقاله بيش از هر چيز به حيطه‌ي خلق شعر مي‌پردازد و سعي مي‌كند تعريفي از "شعر سكوت" به ما ارائه بدهد. به ما بگويد شعر سكوت چيست.

گلشيري شعر سكوت را از دو محور مورد بررسي قرار مي‌دهد. يكي از نظر زبان و ديگر از لحاظ ساختار. زبان شعر آن شكل مرئي و مسموع شعر است. شكلي كه شعر نوشته و خوانده مي‌شود. شاعر در واقع با انتخاب شگردش در بيان شعر و نوع زباني كه انتخاب مي‌كند، نوع جهان‌بيني خود را به خواننده معرفي مي‌كند

از نظر گلشيري زبان شعر از چند جهت قابل توجه است.
الف: شكل مكتوب شعر
شكلي كه شعر نوشته مي‌شود. اين شكل قراردادي است ميان شاعر و خواننده و همين‌طور جوشيده از معنايي كه شعر در بر دارد. مثلا در شعر كهن، آن‌طور كه قصيده و غزل سروده مي‌شود، هر مصرع وزن جداگانه‌ي خود را دارد و يك جمله محسوب مي شود و اين دو جمله كه بيت را تشكيل مي‌دهند، در امتداد هم بر يك خط نوشته مي‌شوند. بعدها بنا به طبع خواننده هر هر مصرع زير هم نوشته شد. (يا مثلاً كاري كه كيارستمي با شكستن مصرع‌ها در شعر كهن انجام داد). در شعر نو كه با افسانه‌ي نيما (1301) آغاز مي‌شود و در شعر معاصر ابيات هم به دليل ضرورت معنايي و هم به دليل حذف قافيه كه در پايان مصرع دوم قرار داشت، شكل جديدي به خود مي‌گيرند.
 
درپيش كومه‌ام
در صحنه‌ي تمشك
بيخود بسته است
مهتاب بي‌طراوت، لانه.
 
اين چهار سطر يك جمله را تشكيل مي‌دهد. بند دوم، چهار سطر ديگر است كه جمله‌اي ديگر را بيان مي‌كند.
 
يك مرغ دل‌ نهاده‌ي دريا دوست
با نغمه‌هايش دريايي
بيخود سكوت خانه‌سرايم را
كرده‌ است چون خيالش ويرانه.
گلشيري در مقاله "در ستايش شعر سكوت" توجه ما را به تقطيع جملات در شعر جلب مي‌كند. او معتقد است، يكي از راه‌هاي نشان دادن مفهوم مورد نظر شاعر و سه بعدي كردن شعر ثبت شده بر سطح سپيد كاغذ، نوع شكستن جملات شعري است. از طرفي بايد توجه داشت تقطيع بي‌مورد و خارج از قراردادي كه شاعر با خودش دارد يا افراط در استفاده از علامت تعجب، علامت سئوال، گيومه، دو نقطه و ... باعث مي‌شود شعر از گفتن مفهومي كه در خود دارد باز بماند. از نمونه‌‌هاي موفق شكل تقطيع و نقطه‌گذاري مي‌توان شعر "صبح" شاملو را نام برد:
 
ولرم و
        كاهلانه
آبدانه‌هاي چركي باران تابستاني
بر برگ‌هاي بي‌عشوه‌ي خطمي
به ساعت پنج صبح
 
در مزار شهيدان
                هنوز
خطيبان حرفه‌اي در خوابند.
حفره‌ي معلق فريادها
                       در هوا
                            خالي است.
و گلگون كفنان
              به خستگي
                   در گور
                        گرده تعويض مي‌كنند.
 
به ترديد
آبله‌هاي باران
بر الواح سرسري،
به ساعت پنج صبح.